یکشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۷، 18:57
الان پیش مامان و بابام 

داریم تلویزیون میبینیم و علی ضیا اقای ارجمند رو اورده اقای ارجمند هم هرچی میتونست بگه رو گفت . یه اقای عرب هم اونجا نشسته  که اشاره کرد صدها دکل دزدیده شده که قشنگ تابلو بود از اونور اشاره کردن حرف نزن و صداشو قطع کردن

اقای پ رفته موهاشو کوتاه کنه فردا و پس فردا مدرسه جلسه دارن

دیشب مامان مهمون داشت نتونسیم بیایم اخه ما شنبه ها خونه مونو تمیز میکنیم . امروزم پیام داد ناهار بیایم نتونسیم بازم و ناراحت شده بود.  یه سری برگه گزارش تخصصی تو خونه داشتم که باید فردا بدم مدرسه برا همین اومدیم خونه غروبی 

اول رفتیم خونه اقای پ یه سر زدیم و الان اینجاییم. ظرفای ناهارم وقت نکردیم بشوریم امیدوارم بوی ماهی رو ظرفا نشینه ‌ . 

دیروز بچه های کلاس اعصابمو بهم ریختن

امروز پدرشونو در اوردم . گروه بندی رو بهم زدم و با اینکه جا خیلی کمه اما ردیفشون کردم جلوی تخته . یه گروهم جا نشد ردیف کنم بغل خودم گذاشتم 

دونفرو فرستادم دفتر که دیروز غیبت داشتن 

سه نفرم جلو تخته نگه داشتم زیاد حرف میزدن

کلی ها رو هم جریمه کردم بخاطر بی نظمی هایی که مبصر گزارش داد

یه هفته همینجوری ادامه بدم دستشون میاد

خیلی پررو شدن باید ادبشون کنم

برم چندتا پیشنهاد پیدا کنم بدم به مدیرمون

خیلی کار دارما چرا نشستم

 

Noor
© ناخوانا