خودش مگه اینکارو میکنه ک من بکنم
مثلا اونروزی که مامانم گفت ناهاربیا پیام دادم بهش که بریم؟ گفت نه کار دارم امروز
اونوقت روزی که مادرش خودش مارو ناهارفراخوند بهم پیام داد امروز ناهار خونه ماییم مادرم غذا درست کرده منم چه خر گفتم باشه باید میگفتم با کی هماهنگ کردی؟ با من اوکی شدی؟
منم امروز با زهرا قرار گذاشتم که فردا بریم رشت به اقای پ هم ربطی نداره
خب از اول باید بگم :
دیروز ساعت ۷ از تعمیرگاه اومد یه کلمه باهام حرف نزد اون تریپ طلبکارا رو برداشت به جای اینکه من ناراحت باشم . شام پختم . صداش کردم شامشو بخوره بعد بخوابه . خورد و رفت بخوابه حالا بیداره ها . منم ۱ بود رفتم بخوابم ولی خوابم نمیومد بغضم گلومو گرفته بود رفتم تو هال پنجره رو وا کردم داشتم خفه میشدم تا ۲.۵ تو هال گریه کردم و خوابم برد . ۳ سردم شد رفتم تو اتاق خوابیدم . ساعت ۸.۵ منو بیدار میکنه پاشو بریم . گفتم تو برو ب کارات برس من ب بابا میگم بیاد دنبالم . خلاصه تا ۹ صبر کرد بعد ب زور بلندکرد منو که حاضر شم . منم دیگه باهاش حرف نزدم . منو رسوند خونه حتی خدلفظی هم نکردم باهاش . رفت برا مادرش نوبت بگیره . خوب شد مامان بابا خونه نبودن چشای پفی منو ببینن . انقد خسته بودم خوابیدم تا ۲ که مامان صدام کرد اقای پ هم برگشته بود بازم حرف نزدم باهاش بچه پررو.
زهرا پیام داد فردا بریم رشت منم از حرص اقای پ و اینکه فردا نرم خونه شون گفتم اره بریم . حالا صد در صد هم نیستا رفتنمون ولی خب دیگه یه گزینه است
اقای پ بعدظهر ک داشت میرفت بهش گفتم فردا خونتون نمیام با دوستم میرم بیرون . گفت کدوم دوستت گفتم زهرا . گفت چرا بمن نگفتی . گفتم دارم میگم بهت دیگه که بدونی . گفت فردا ده میام دنبالت خونه ما . گفتم میتونی بیای ولی من خونه تون نمیام . گفت میای و رفت و منم محکم کوبیدم به پشت ماشینش و وقتی درو میبستم گفتم هر غلطی میخوای بکن و بعد هم پیام دادم بهش و گفتم من برده ات نیستم ک هرچی تو بگی بگم چشم و همونطور ک تو نظر منو نمیپرسی نظر تو هم برام مهم نیست و اونم پیام داد و منم دیگه هرچی تو دلم بود که نه ولی به طور کلی مباحثی رو گفتم
دلم خنک نشده البته
و فردا تصمیم دارم که نرم خونشون و اگع مجبور بشم برم کاری میکنم که از کرده ی خودش پشیمون بشه هم خودش هم مادر جونش
همینقد عصبی و عصبانیم
شاید بگین فازت چیه یا چرا همچین میکنی
اونایی که از اول وب منو خوندن میدونن من وقتی قاطی کنم دیگه برام مهم نیست طرف مقابلم کیه حالا چه مادرم باشه چه مادرش چه شوهرم هرکی
الانم سعی میکنم خونسرد باشم و برم دفترای املا رو تصحیح کنم