طرح درس
بچه ها ببخشید جواب کامنتا رو ندادم وقت نمیشه واقعا
دیروز لنگ ظهر از خواب پا شدم اونم با تکون اقای پ که اومده بود دنبالم . پوشیدم و رفتیم از کنار جاده سیاه کوتو چیدیم و منم چندشاخه قرمزک چیدم بیارم خونه و چون تو ماشین اقای پ بود همایون خر پرتش کرده بود بیرون
خلاصه ناهار رفتیم خونشون و بعد ظهر کلا سرم تو کتاب و برگه بود و نوشتن طرح درس .
شب هم مادرش برامون اش دوغ پخت و اون یکی پسرشو عروسشو بچه هاشم صدا کرد اومد . حالا جلوی کیمیا هی چاپلوسی میکرد ولی من که میدونم پشت سرش چقد حرف میزنه . بعد جالبه وقتی همایون بی ادبی میکنه مادرشوهرم میگه این به ما نرفته این کاراشو از اونوریا یاد گرفته . در صورتی که دقیقا همایون باباشو الگوی خودش قرار داده و دقیقا تقصیر باباشه که این بچه انقد پررو شده
خلاصه . موقع شستن ظرفا شد به کیمیا گفتم تو نیا این چند تا رو میشورم و میام ولی اومد من زود ظرفا رو شستم یه قابلمه اون تو بود . کیمیا رفت یه چیزی اب بکشه بهش گفتم چیکار میکنی؟ قابلمه میشوری؟ خندید میگفت نه مادرشوهرمون زرنگه فردا اینو میشوره دیگه تو خونه بیکاره
و دوتایی خنده های زیر زیرکی کردیم و رفتیم تو خخخخ خیلی ما باحالیم
امروز تو مدرسه مدیرمون جو ریاست گرفته بود و میگفت میام کلاسا تدریسا رو ببینم و من استرسی شدم خب همیشه وقتی یکی ناظر اعمال ادم میشه ادم استرس میگیره خخخ از فردا باید متفاوت تدریس کنم🤣جانِ خودم
پکیجون دوباره خررررراب شداااااا
مربی ورزش امسالمون چقد خوبه . واقعا ادم معذب نمیشه مث داداش ادم یا یکی از اعضای فامیله
اون پارسالی یجوری بود که من حتی نمیدونستم باید بهش سلام کنم یا نکنم عتیقه
اقای پ الان میاد برمممممم
ناهارم نخوردیم هنو