بای بای دندون عقل
بالاخره امروز از شر دندون عقلم خلاص شدم .بعد از یک ماه تو نوبت موندن و انتظار و به لطف ط که سفارشمو به دکتر میم کرده بود تونستم بالاخره امروز رخ دکتر رو زیارت کنم :) ساعت ۷ شب نوبت داشتم و برگشتن برام سخت میشد . داداشم زحمتمو کشید . دکتر طفلی چون مطب خودش نبود ابزارای تخصصیش توی این مطب نبود . دندون منم ریشه ی سفتی داشت . خیلی جراحی سخت و طاقت فرسایی بود برام :) وسطاش حالم بد شد و درو پنجره ها رو برام وا کردن . دکتر کلی ازم عذرخواهی کرد که اذیت شدم ۲ تومن هم تخفیف داد بهم :) اون یکی دکتر هم امروز ازلهجه و صحبتاش فهمیدممشهدیه . اگه از اول میدونسم مشهدیه شاید هرگز پامو تو مطبش نمیذاشتم . ولی دکتر میم خیلیییی باشخصیت و مهربون و باوجدان بود . حتی اونریشه فسقلی که تو دهنممونده بود رو هم تا در نیاورد ول نکرد ... بوس بهت دکتر
تا برگشتیم خونه ساعت ۱۱ شد . اومدم پانسمان رو از دهنم بردارم از دیدن اون حجم خونه ضعف کردم و افتادم کنار بخاری و پاهامو دادم بالا که خوب بشم زود و باعث نگرانی بقیه نشم ... یکم ریلکس کردم بعد یه قابلمه سوپ خوردم :) برای فردا از مدرسه مرخصی گرفتم .
خدایی جراحی دندون عقل خیلییییی سخته و دردناک
شاید اون یکی دندونمو نکنم .