گمشده پیدا شده
چند روزی بودی که خودمو تحریم کرده بودم که پفک نخورم . نه به خاطر سلامتی . بخاطر اینکه پولامو خرج نکنم . ته برجه دیگه :/ ولی امروز گفتم گور بابای دنیا . خریدمش و دارم میخورم :/ حالا بیاید اینو براتون تعریف کنم ...
وقتی دانشجو بودم و تازه اینستا نصب کرده بودم ... اممم سال ۹۲ ... یه پیجی رو فالو کردم به اسم همایون . همایون هم گیلانی و یه سال از من کوچیکتر بود . وی عکاس بود . یا شایدم عکاسی خونده بود دقیق نمی دونم . مثل اینکه قبلا با خانواده بندر عباس زندگی میکردن . همایون عاشق دختر خانومی بود که ساکن بندرعباس بود . همایون اینا که برگشتن گیلان وی از عشقش دور افتاد . ولی هرچند وقت یه بار دوس دخترش میومد شمال یا همایون میرفت بندر . همایون از عشقش عکس میگرفت و پست میکرد و کپشن عشقولی میزد تنگش و من از دیدنشون خیلییییی ذوق میکردم . یه بار هم اتفاقی همایونو تو رشت دیدم ولی چون خجالتیم جلو نرفتم دیگه :/ دو سه سال بعد چون پیجم پرید همایونو گم کردم . کلیم سرچ کردم ولی پیداش نکردم . خیلی کنجکاو بودم ببینم اون عشق قشنگ ادامه داشته یا راهشون از هم جدا شده ....
این همهههه سال گذشت ....
امروز خیلی اتفاقی دوس دخترش رو تو اکسپلورم دیدم و زدم روش دیدم پیج همایونه و ایدیشو عوض کرده بود که پیداش نمیکردم ....
بچه هااااااا این دوتا فسقلی که الان دیگه فسقلی نیستن و کلی بزرگ شدن مهاجرت کردن ترکیه و امسال اونجا باهم ازدواج کردن ... اگه بدونید چقد ذوق کردم :(( فالوشون کردم که دیگه گمشون نکنم
چی میشه خدا به همه این عشق قشنگ و درستو بده ....