صب از خونه مامانم ، با بابام رفتم مدرسه که کار نقاشی رو دیوار رو تموم کنیم . دیدم در مدرسه بسته است . کلید داشتم . درو باز کردم و رفتم داخل . به ف زنگ زدم . تو رختخواب بود :/ گفتم نمیاین؟ گفت چرا میایم فک کردم تو نمیای :/ کله صبح منو زابه را کرده میگه فک کردم تو نمیای :/ منم تا اونا برسن رفتم سراغ کمد کلاسم و حسابی گردگیری کردم و پوشه های بچه ها رو مرتب کردم و کاغذا رو از داخلشون برداشتم . کلی کاغذ بووود . بفروشیم و بزنیم به زخم مدرسه :) یه دانش اموز جدید از چهارمحال و بختیاری هم با مامانش اومد برای ثبت نام . پرونده شو گرفتم ازش . مامانش مث من از مار میترسید:) می گفت مارهای اینجا سمین ؟ گفتم نه ترسوعن اگه نیشم بزنن انگار اب مقطر زدن :)) البته چرت گفتم که نترسه فقط :)) مارهای کوه خطرناکن ... ایشششششش چرا انقد اسمشو مینویسم حالا عییییییی ... بگذریم
یه سرچی کردم دیدم چهارمحال و بختیاری چققققد زیباست . سد کارون رو دیدم کرک و پرم ریخت . ایشالا قسمتم بشه یه سری به اونجا بزنم :) البته با تور میرم . هنوز سفر اردبیل رو با دوستام هضم نکردم . حرکات زهرآگین میم هنوز تو خاطرمه -_- بگذریم ...خانمه حتی نمیدونست مدرسه مون مختلطه . وقتی گفتم دخترا هم هستن گفت جدی ؟ پسرم میشنوی دخترا هم هستن :) بنظرم اومد خیلی خوشحال شدن :)
بعدش یه اقایی اومد که بچه شو پیش دبستانی ثبت نام کنه . یکم تو دفتر نشست . معذب بود انگار رفت بیرون . منم دیدم زشته بیرون سرپا وایسه . پوشه هامو برداشتم رفتم تو کلاس به اقاهه گفتم بره تو دفتر بشینه . یکمی بعد ف اومد و ما رو از تو امپاس دراورد :)
با همکار پیش دبستانی که ف رو رسونده بود مدرسه کارو شروع کردیم . همه چیز خوب بود تا اینکه پسر ف و پسر همکار پیش دبستانی باهم دعواشون شد و همدیگه رو کتک زدن و سر هم داد زدن و کلا وحشی شده بودن ... چندبار جداشون کردیم ولی پسر همکار پیش دبستانی بیخیال بشو نبود و حرصش گرفته بود . ف به همکار پیش دبستانی گفت بره خونه تا این دوتا همو نکشتن . ما هم تا ۱.۵ موندیم و کارا رو تموم کردیم . بعد شوهر ف اومد دنبالمون و برگشتیم خونه .
خدا رو شکر داداشم از خونه برام ناهار اورد و دیگه مجبور نشدم اشپزی کنم :)
امروز هزارتااااااا کار دارم.
دلم میخواد برای پاییز که فشار مالیم کم میشه به حول قوه الهی ، برم باشگاه ثبت نام کنم:) از اونجایی که من تا حالا باشگاه نرفتم و نمیدونم قراره چجوری باشه ، بعدش که راه افتادم میخوام کلاس خوشنویسی رو هم شروع کنم . برنامه ام باید یجوری باشه که به خوشنویسی خللی وارد نشه چون اگه شل بگیرم استادم ازم ناامید میشه و اینو نمیخوام :( بنظرتون میتونم این همه کار کنم ؟ :/ یا نه کل پاییز قراره فقط درسای دبستان رو بخونم :)