جمعه سوم دی ۱۳۹۵، 1:59
شمارو نمیدونم ولی من یهو گریه ام میگیره .

خیلی خودمو میزنم به بیخیالی و نفهمی و از خیلی چیزا میگذرم ولی همه شون تو دلم جمع میشه اونوقت فقط ی جرقه کوچیک لازمه تا اشکم در بیاد .

مثل الان.

به سمی پیام دادم که داری چیکار میکنی هی خوند و جواب نداد و اشکم در اومد . 

بعضی دلم میخواد با هیچکس حرف نزنم . همه برن به درک .

خیلی ناراحتم.

بغض ول نمیکنه .

دماغم هم اویزونه نصف شبی دسمال از کجا پیدا کنم

خوبم

خوبم 

خوبم

همه برن به درک

همه

Noor
© ناخوانا