دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶، 0:35
خب بعد از چند روز فرصت کردم بیام بنویسم  .

دیروز کلی کار داشتم برای جابر.

امروز بردمش مدرسه و نق نقای مدیرو تحمل کردم . کی سال تموم بشه دیگه نبینمش

هنو براش استرس دارم.

اقای پ خوابه از بس بیخوابی داشته

امروز زنگ زد :|||| فک کنم یه دقیقه هم نشد حرف زدنمون . اولین حرف زدنمون بود . پررو نشده ؟؟:)

هی

روز معلم نزدیکه

بچه هام به نظر نمیاد که برنامه ای داشته باشن

قلبم شالاپ شالاپ میزنه

از مدیر بدم میاآاااااااااااااااااد عححححححححح

شب بخیر اصلا

Noor
© ناخوانا