دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۷، 21:33
خب بعد از سه هفته بدون گوشی بودن امروز اقای پ گوشیمو برد تعمیر که هرجا برد گفتن تاچ و ال سی دیش باهم سوخته و معلوم نیست قطعه پیدا بشه یا نشه و 400 تومن خرج میبره .

تصمیم گرفتم بیخیالش بشم و به گوشی جدید فکر کنم . فقط فک نمیکردم پایان گوشیم اینجوری بشه . من همه ی پیامکای اقای پ رو از روز اول تا روزی که افتاد از رو میز توش نگه داشته بودم . نزدیک یک سال هر روز کلی پیام داده بودیم به هم . میخواستیم نگهش داریم تا بعدها به بچه هامون نشون بدیم :( فقط دلم برا اونا میسوزه

فردا زمین بابا میره برا مزایده

پس فردا مدرسه ی ما و مدرسه ی اقای پ میریم اردو به مقصد لاهیجان . بعد اینکه مدیر ما گف بریم لاهیجان اقای پ هم مخ مدیرشو زد ک همونجا ببره . و ما میتونیم اونجا باهم باشیم .

پارسال روز اردو چقد غر زدم ک با اون مدیر بدجنس میرفتم اردو و دوستی هم نداشتم.

پس فردا هم ازمون ارشد داریم

Noor
© ناخوانا