البته برا من نه برا بابا
موتورش تازه روشن شده کی خاموش بشه الله اعلم
امروز اصلا من و اقای پ بهم پیام ندادیم. قرار بود بره دنبال خونه بگرده امروز . خاله شهری زنگ زده بود به مامان و گفته بود امروز دامادتون و دوستش رو تو خیابون دیدم با هم سلام علیک شدیم.
خب پس با ایمان رفته دنبال خونه بگرده
امروز زهرا زنگ زد و کلی باهم غیبت کردیم . اون درباره مادرشوهرش میگفت من درباره خئواهر شوهرم
هنوزم به خواهرشوهرم فک میکنم عصبانی میشم
امروز مشاور اقا رحمان تشریف اورده بودن مدرسه . همون دانش اموز شیطون و درس نخونم.
مشاور دفتر جریمه شو دیده برگشته گفته این دانش اموز استرس داره از بس جریمه نوشته :/ اره جان خودش اون همه ما رو اسکول میکنه استرس نمیگیره که
بعد وقتی رفتم دفتر مدیرمون میخندید میگفت پدرشو دراوردی که . گفتم اره پس فک کردین چجوری کنترلشون میکنم:))اخرشم به ریش مشاور خندیدیم که تو عمرش دوساعتم داخل هیچ کلاسی نرفته اونوقت واسه ما شعار هم میده
همش دوهفته تا اخر مدرسه مونده
کی حقوق بدن گوشی بخرم :( دو و دویستمو دادم اقای پ بریزه حسابم هنو نریخته
خسه شدم از لپ تاپم :(