پنجشنبه سوم خرداد ۱۳۹۷، 21:17
امروز کارنامه بچه ها رو نوشتم به جز کارنامه رحمان و سامان و غلامعلی زاده و یوسفی از بس نمراتشون درخشانه زورم میاد براشون وقت بذارم
امروز تلفنی با سمی حرف زدم گف شاید به زودی ایوب اینا بیان خواستگاری خدا کنه این دوتا زودتر مزدوج شن من راحت بشم وقتی زنگ میزنم سمی ناراحته اعصابم خط خطی میشه دوس دارم زودتر سر و سامونبگیره مثل قبل بشه
راسی یادم رفت بگم دیروز برای اولین بار رانندگی کردم . بعد مدرسه تو یه جاده خاکی با اقای پ رانندگی کردم با دنده یک . اون جاده پر از گاو گاو میش بود و من به طور فرضی اونا رو عابر پیاده در نظر میگرفتم مخصوصا وقتی یکیشون یهو پا شد اومد وسط :/
فعلا فقط بلدم جاده ی صافو برم :)) اقای پ هم به جای اینکه حواسش به تعلیم من باشه گوشیو برداشته بود فیلم مستند تهیه میکرد :/
Noor