شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۷، 17:39
برگه ی یوسفی و غلامو هنوز تصحیح نکردم
سخت ترین کار دنیا تصحیح برگه ی تنبلاست
لامپا خاموشه ومن رو مبل درازه ی زیر پنجره نشستم تا این دوتا رو هم تصحیح کنم و به این فکر میکنم فردا تنبلا رو بترسونم و بگم برین دفتر زنگ بزنید اولیاتون بیاد مدرسه
اقای پ رفته تعمیرگاه ایش
ظرفای ناهارو نشستم
از وقتی رفت زنگ زدم به سمی یک ساعت باهم حرف زدیم و اون چهار تومنی ک از ۶۴ تومن مونده بودو ب فنا دادم
چای هم دم نکردم
خونه هم به شدت ریخت و پاشه
و من تا برگه هامو تصحیح نکنم و درسای فردا رو حاضر نکنم و تا خیالم راحت نشه هیچ کار نمیکنم
Noor