خبری ازم نمیگیرید؟
هنوز توی همون خراب شده ام .
اون روز اقای پ رفت اداره و خ الف بیشعور برعکس انتظار ما خیلی خوب با اقای پ برخورد کرده بود براش بلند شده بود دست داده بود بعد با نرمی گفته بود من قول دادم پاش ایستادم و فلان
بعد پ رییسو دیده بود رییس برام پرسیده بود ک حالم چطوره بعد گفته بود اره من جاشو عوض میکنم نگران نباش . پ هم ساده همه این بازیا رو باور کرده بوداومده بود بهم میگفت نگران نباش
گفتم ساده ای نفهمیدی بازیت دادن ک ما بیخیال بشیم
همون روز بابا زنگ زد بهمون ک اخوان بهم زنگیده میگه با اقای ی تو اداره کل حرف زدم و گفته نگران نباش من حتما جا ب جات میکنم و وضعیت خ الف خرابه و چندتا پرونده ایتجا داره و ما میخوایم برداریمش . بعد شماره شو داده بود ک من بهش زنگ زدم . زنگ زدم و گفت نگران نباش این هفته هم برو
منم رفتم ولی از وقتی وارد ابان ماه شدیم هرردز خون خونمو میخوره .
خ الف هم این چند وقته فقط افتاده دنبال جمع کردن گندکاریاش . ب ماهی زنگ زدن ک برگرده شهر و به جاش امیری رو فرستادن البته نمیدونم ماهی واقعا برگشته یا هنوز اونجاست . چون خ الف کاری نمیکنه ماهی جونش ناراحت بشه . این اخبارم یکی دیگه بهمون داده ماهی خودش بهم نگفته
برام دعا کنید