سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۸، 17:44

خبری ازم نمیگیرید؟ 

هنوز توی همون خراب شده ام . 

اون روز اقای پ رفت اداره و خ الف بیشعور برعکس انتظار ما خیلی خوب با اقای پ برخورد کرده بود براش بلند شده بود دست داده بود بعد با نرمی گفته بود من قول دادم پاش ایستادم و فلان

بعد پ رییسو دیده بود رییس برام پرسیده بود ک حالم چطوره بعد گفته بود اره من جاشو عوض میکنم نگران نباش . پ هم ساده همه این بازیا رو باور کرده بوداومده بود بهم میگفت نگران نباش

گفتم ساده ای نفهمیدی بازیت دادن ک ما بیخیال بشیم 

همون روز بابا زنگ زد بهمون ک اخوان بهم زنگیده میگه با اقای ی تو اداره کل حرف زدم و گفته نگران نباش من حتما  جا ب جات میکنم و وضعیت خ الف خرابه و چندتا پرونده ایتجا داره و ما میخوایم برداریمش . بعد شماره شو داده بود ک من بهش زنگ زدم . زنگ زدم و گفت نگران نباش این هفته هم برو 

منم رفتم ولی از وقتی وارد ابان ماه شدیم هرردز خون خونمو میخوره .

خ الف هم این چند وقته فقط افتاده دنبال جمع کردن گندکاریاش . ب ماهی زنگ زدن ک برگرده شهر و به جاش امیری رو فرستادن البته نمیدونم ماهی واقعا برگشته یا هنوز اونجاست . چون خ الف کاری نمیکنه ماهی جونش ناراحت بشه . این اخبارم  یکی دیگه بهمون داده ماهی خودش بهم نگفته 

برام دعا کنید

Noor
© ناخوانا