اصلا نمیدونم ردزا چجوری میگذره شبا تا دیر وقت بیدارم و روزا تا لنگ ظهر میخوابم بعد ناهار میخوریم و یکم ب خونه میرسم بعد دوباره وقت شام میشه بعد شام سرا میره تو گوشی تا وقت خواب دوباره روز از نو روزی از نو
دیروز با پ رفتم رشت آمپولشو بزنه . البته خودم تو ماشین موندم .
امروزم یکم خونه رو تمیز کردیم .
دیشب خواهر زاده فضول پ براش ویس دادع بود با جیغ و عصبانیت که داییییی شیرین میگه تو اونو از همه بیشتر دوس داری مگه تو منو بیشتر دوس نداری؟ بروووو دیگه نبینمت😐
یعنی موندم پ چه عتیقه ای هست که این دوتا میشینن تو خونه بحث میکنن ک اون کی رو بیشتر دوس داره احمقا
بعد دیدم پ تو واتس زده تو یدونه ای مواظب خودت باش😑
منو دارین؟
نوشتم یعنی کی؟ گفت تو دیگه
منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم نخیر برا ا نوشتی که از دلش در بیاری
دیگه نمیدونس چی میگه منم این روزا خیلی بی ملاحطه شدم و به خودم افتخار میکنم