چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۸، 18:54

اصلا نمیدونم ردزا چجوری میگذره شبا تا دیر وقت بیدارم و روزا تا لنگ ظهر میخوابم بعد ناهار میخوریم و یکم ب خونه میرسم بعد دوباره وقت شام میشه  بعد شام سرا میره تو گوشی تا وقت خواب دوباره روز از نو روزی از نو 

دیروز با پ رفتم رشت آمپولشو بزنه . البته خودم تو ماشین موندم .

امروزم یکم خونه رو تمیز کردیم .

دیشب خواهر زاده فضول پ براش ویس دادع بود با جیغ و عصبانیت که داییییی شیرین میگه تو اونو از همه بیشتر دوس داری مگه تو منو بیشتر دوس نداری؟ بروووو دیگه نبینمت😐

یعنی موندم پ چه عتیقه ای هست که این دوتا میشینن تو خونه بحث میکنن ک اون کی رو بیشتر دوس داره احمقا

بعد دیدم پ تو واتس زده تو یدونه ای مواظب خودت باش😑

منو دارین؟

نوشتم یعنی کی؟ گفت تو دیگه 

منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم نخیر برا ا نوشتی که از دلش در بیاری

دیگه نمیدونس چی میگه منم این روزا خیلی بی ملاحطه شدم و به خودم افتخار میکنم

Noor
© ناخوانا