سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۹، 19:43

یه خلاصه ای از چیزهایی که یادمه میخوام بنویسم .

بعد اون مسائل رفتم خونه پ .‌ن من ب مادرش توجه کردم نه اون به من توجه کرد . اصلا برخورد خوبی باهم نداشتیم و من بیشتر تر تر ازش بدم میاد باز . دیگه جزئیاتو نمینویسم مهم نیست و ارزش نوشتن نداره .

پ که رفته بود تهران برام یه تراریوم کوچولو و یه جعبه مداد رنگی ۳۶ رنگ گرفت . البته من تا چند روز بازشون نکردم ولی بعد که بازش کردم خیلی خوشحال شدم .

دیگه اینکه میرم مدرسه 

و همه بچه ها ب جز ن زرنگن . 

امروزم کلا تو خونه تنها بودم . پ رفت رشت برای سونو و از اونورم رفته دکتر تو راهه الان . منم ناهار نخوردم . کی حقوقو بدن

Noor
© ناخوانا