خونه جدید
سلام
تازه به ارامش رسیدم
خونه مون کوچیکه و مبلا و میز ناهارخوری توش جا نمیشد و چند روزی کلافه بودم ولی الان جاشون دادیم و بهش عادت کردم و حالم خوبه
دیروزم که رفتیم ییلاق و با تگرگ و رنگین کمان و شقایقای قشنگ مواجه شدیم و حالمو خوب کرد
از طرفی دوتا درسو تا حدودی خوندم و نوشتن سومیشو میخوام شروع کنم تا تموم بشه و از فردا بخونمش
جمعه جشن شیرینه و من با اینکه از لباس ابیم خوشم میاد ولی استرس دارم بپوشمش مخصوصا اینکه شال متناسب باهاش رو هم ندارم
لباسمم باید بره خیاطی خودمم ارایشگاه لازمم
درسامم ک مونده
امروز و فردا از لحاظ درس خوندن خیلی مهمه و باید حتما خیلی بخونم
امروز زهرا حمیدو فرستاد کتابی که براش گرفتمو ازم بگیره ببره . بالا هم نیومد ولی خونمون رو خیلی راحت پیدا کرد از بس ادرسمون سر راسته😂
امشب تصمیم دارم سالاد ماکارونی درست کنم . ماهاست درس نکردم چون پ دوست نداره ولی قراره امشب بخوره دیگه