اتفاقات بدی افتاد
طفلی داداشم . چند روز اومده خونه. با دیدن وضعیت ما اعصابش بهم میریزه. همه ش تقصیر پ عوضیه . صبح که مامان رفته بود مدرسه بهش زنگ زده . مامان میگف زنگ زده بود طلبکار بود منم دماغشو سوزوندم . بعد غروبی داداش فضولش زنگ زده به بابام و کلی تو کارایی که بهش ربط نداشت دخالت کرد و بابا هم جوابشو میداد اما جوری که من دلم میخواست جوابشو نداد. جوری که من دلم میخواست ضایع اش کنه و دماغشو بسوزونه نکرد . منم خیلی عصبی شدم خیلی . تمام بدنم از حرص میلرزید . به پ پیام دادم و نوشتم :
حالم ازت بهم میخوره این مدت فقط رو اعصابم بودی هیچوقت باهات حرف نمیزنم همه فامیلات دایه مهربون تر از مادر شدن انقد فامیل دوست بودی بیخود ازدواج کردی بمون پیش مادرت حالت خوب شده اخه .به همه فامیلات گزارش دادی. هیچوقت نمیبخشمت نه میخوام ریختتو ببینم حالمو بهم میزنی حالا برو به همه گزارش بده بگو باران مرده نه جوابتونو میده نه میخواد ببیندتون تو هم مردی برام برو گزارش بده خوشحالشون کن بی لیاقت خاک بر سر من که با تو ازدواج کردم حیف عمرم و وقتم که با تو تلف شد . وقت خوشی هات شده برو با فامیلای عزیزت خوش باش اونا کیف میکنن میخندن شادن تو هم با اونا بخند خوشبخت باشید باهم
بعد هم دیدم که پیامام سین شدم . بلاکش کردم . دو روز بود که به بچه هاش درس ندادم تو شاد. رفتم از گروهشون لفت دادم . تو شاد هم بلاکش کردم . بعد رفتم اینستا از پیجم پرتش کردم بیرون . بعد هم اسمس دادم کلید خونه رو صبح بیار بده به بابا خودت هر جهنمی خواسی برو بی شناخت
بعد دیدم باز اروم نشدم مامانو صدا کردم . پسر داییم از شانس گندم اینجا بود بیشتر عصبیم میکرد ولی انقد عصبی بودم برام مهم نبود که چی فک میکنه . ب مامان گفتم زنگ بزن بگو کلید خونه رو بیاره میخوام برم خونه بعد با صدای بلند غر غر میکردم که بابا یهو یه چیزی گفت که یادم نیس چی بود و من خیلی عصبی شدم خیلی مث دیوونه ها یادم نی چیا گفتم و چی شد فقط یادمه وسایلمو جمع کردم گفتم منو ببرید خونه نمیخوام اینجا بمونم . لیوان آبم پرت کردم تو اتاق . بابا زنگ زد پ نمیدونم چی گفت . من همه وسایلمو جمع کردم و رفتم بیرون که بابا منو ببره خونه ولی وقتی رفتم حیاط بابا رفته بود . فهمیدم رفته خونه اون عوضی . الانم نمیدونم برگشته یا نه . در هر صورت من صبح از اینجا میرم میخوام تنها باشم و تا میتونم گریه کنم . اینجا نمیتونم بمونم هی خونه مون مهمون میاد و من عصبی تر میشم