این روزها من تبدیل شدم به یه ادم ضعیف که با برخوردن به کوچکترین مشکل جا میزنه و افسردگی و غم همه وجودشو میگیره . البته قطعا نداشتن یه همراه درست و حسابی درش بی تاثیر نیست . حتی حوصله اینکه بیام تعریف کنم رو هم ندارم .
تو بالکن و در تاریکی نشستم . این بیرون هوا خیلی خنکه . کتاب فردا رو میخونم . قصه ی جالبی داره و حتما فردا تمومش میکنم . دیشب فیلم گرگ وال استریت رو دیدم و امشب یه فیلم دانلود کردم که ببینم ولی دیگه حوصله اش نبود .
تو کلاس منم قصه روی اوریم رو این گذاشتم که کمتر از گوشیم استفاده کنم.دیروز فقط ۲ ساعت ازش استفاده کردم ولی امروز که ناراحت بودم مخصوصا شب فک کنم ۵ ساعت شده از امروز که گوشی به دست بودم و مهم هم نیست برام گوشی دست گرفتن باعث میشه به خیلی چیزا فکر نکنم