یکشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۳، 19:10

امروز اولین کلاس خصوصی زندگیمو برگزار کردم . با دوتا پسر کوچولوی قشنگ کلاس اولی که خواهر یکیشون تو محل کار قبلیم وقتی کلاس اولی بود ‌، شاگردم بود و الان کلاس سومه . از اون طریق بود که مادرش بهم پیام داد و منم از خدا خواسته قبول کردم . البته هی پشیمون میشدم که عح کی حوصله داره ولی خب بی پولی فشار میاره دیگه :)) مادراشون هم اومدن بالا . یک ساعتی نشستن و من با بچه ها کار کردم . پسرا خیلیییی شیرین و تر و تمیز بودن . اصلا با بچه های تو مدرسه فرق داشتن :)) بچه ها تو مدرسه بوگندو و رو اعصابن :))

ای خدااااا انقد دوس داشتم اون دو تا رو که نگم :))) ساعتی ۱۰۰ گفته بودم و ۲۰۰ تومن دراوردم :))) انقدی من واسه این ۲۰۰ تومن ذوق کردم که سر برج از گرفتن حقوقم اونقد ذوق نمیکنم :)

Noor
© ناخوانا