:(
دوشنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۴، 20:51
بارون قشنگی می باره . ولی حیف حالم خوب نیست . سرگیجه دارم . زردچوبه شدم . انقد قرص خوردم که حالم خرابه . لپم مث سری قبل باد نکرده . دوتا امپول هم زدم که کمتر درد بکشم . خیلی کسل و عصبی و بی رمقم . امروز قد خر گریه کردم . بخاطر یکی از کلیپایی که تو اینستا از شروع انفجار بندرعباس دیدم . کلی دود بلند شده بود ولی کارگرای اونجا متوجه نشدن و همینطور مشغول بودن . فرصت بود فراد کنن اگه متوجه می شدن . یهو همه چی ترکید . خودمو جاشون گذاشتم خیلی دردم اومد . خیلی مظلومانه مردن ... یعنی اون خراب شده یه اژیر خطر هم نداشت ؟ یعنی هیشکی بهشون یاد نداده بود اینجور مواقع باید چیکار کنن ؟ خدا لعنتشون کنه خیلی ناراحت کننده است خیلی چقد ما مردم بدبخت و مظلومی هستیم
Noor