شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۷، 22:1
درسام تموم شد
از فلافل به ماکارونی غذامو تغییر دادم
اوک نیو و دلدادگان رو هم دیدم
سالاد هم درس کردم
ولی هنو اقای پ نیومده
پیام دادم گف ی ساعت دیگه میاد
طبقه پایین نمیدونم چ خبره صدای خنده ی بچه ها میاد شاید برا ابوالفضل تولد گرفتن :|
گفتم مادر ابوالفضل مربی بهداشت بود تو مدرسه ی اولم با مدیر بدجنس؟ خیلی اتفاقی تو راه پله دیدمش و چشام درشت شد و اون میگفت حسم بعم میگفت ک تویی اومدی همسایه مون شدی :)
و من با فکر کردن به این موضوع یادم افتاد هفته ی پیش تولد محمد جواد بود و شکلات اورد برامون و پخش کرد بین بچه ها و انقد اون روز کار داشتم تو کلاس که اصلا به روز تولد این بچه توجه نکردددددم و بعد یه هفته یادم اومدددده خدایااااا
Noor