73
سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۵، 0:48
بابای آرمین مرد.
عید خونمون بود .چقد زود مرد و چقد بد.
امشب خونه ی آقای ج بود که هادی زنگ زد ب بابا و گف.از هادی متنفرم
امروز فهمیدم که فکرام درست بود
Noor