تعطیلات با سید

شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴، 14:2

پنجشنبه صبح سید اومد دنبالم و باهم رفتیم رشت ‌ . نوبت دکتر داشت . بعد از دکتر یکمی رفتیم شهرداری و چرخیدیم . شهرداری خیلی قشنگ و نو ساز شده بود . کلی عکاس خیابونی اونجا چرخ میخوردن . ما سوژه هیچ کدومشون نشدیم . یکی دوربینشو سمت ما چرخوند بعد دید خوب نیستیم چرخید سمت یکی دیگه😂خیلی خندیدیم بهش 😂کاش منم دوربین عکاسی داشتم . این روزا خیلی به داشتنش فکر میکنم ولی حتی پولم به خرید دست دومش هم نمیرسه☹️بگذریم ...

بعد اومدیم خونه من . تصمیم گرفتیم تیرامیسو درست کنیم . تند و سریع دست به کار شدیم و به جای لیدی فینگر از پتی بور مناطق محروم استفاده کردیم و یه تیرامیسوی خوشمزه و مشدی درست کردیم . انقد هله هوله خوردیم که دیگه برای شام نفس نداشتیم با این حال سالادماکارونی من دراوردی با کلم زیاد درست کردم و یه عالممممه خوردیم 😂 انگار معده زاپاس داشتیم .

بعد دوقسمت سیگنال عشق رو دیدیم و کلی پسر و دخترای مردمو نقد کردیم ‌...

جمعه چه بارونی میبارید . خونه تاریک تاریک .‌.. تا ۱۱ خوابیدیم ...بعد صبحونه تصمیم گرفتم برای اولین بار سیر قلیه درست کنم . عجب غذاییه این سیر قلیه . اومد تو لیست غذاهایی که باید برای خودم زیاد درستش کنم . چون مریض بودم و دارو خورده بودم از عصرمون استفاده ای نکردیم و من ۳ ساعت خوابیدم . بیدار که شدم گفتم باید سوپ شیر بپزم😂سید میگفت تو چت شده چرا انقد فعال شدی ..‌. گفتم اخه خیلی وقته از این کارا برای خودم نکردم الان که تو اینجایی برام لذت بخش انجام دادنش .یه سوپ مشدی درست کردم ولی چه فایده هیچ مزه و بوشو حس نمیکردم . کلی هله هوله هم خوردیم من که حس میکردم کاه میخورم همینقد بی حس😂بامداد خمار رد دیدیم . کلی به اصلان فحش دادیم که چرا انقد به محبوبه بد و بیراه گفت و چقد بیتربیته این پسر . اصلا خوب شد که عقد بهم خورد ولی خب محبوبه هم نباید نه گفتنشو میذاشت دقیقه نود ‌... خلاصهه این چنین دورهمی ما تموم شد . امروز بعد صبحونه راه افتادیم شهر خودمون . سید رفت خونه خودش منم اومدم خونه مامان اینا .

با ایتکه از تعطیلی خوشم نمیاد ولی دوست دارم فردا تعطیل بشم که مزه این چند روز نپره🥲

اها راستی روز مرده . به مناسبت روز مرد برای بابا کلاه و شالگردن گرفتم . به دلیل فشار اقتصادی نتونستم کادوی بهتری بخرم براش ولی بابا خوشحال شد و همین برام بسه . آقایون محترم روزتون مبارک . تو این دوره زمونه مرد بودن هم خیلی سخته .

Noor
© ناخوانا