غریزه یا سازگاری

چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۴، 10:57

در مورد برگشتن به خونه مرددم . دوست ندارم ساعت های زیادی رو تنها باشم . برم خونه و منتظر نخی بمونم که بیاد پیشم ؟ اون ساعت هایی که باید منتظرش بمونم رو نمیتونم تحمل کنم . ترجیح میدم نرم و نبینمش ‌.

نوشته بودم که دکتر دوز قرصام رو کم کرده ؟ دکتر افشار خیلی خوشحال شد و این رو نتیجه تلاش های خودش میدونست . میگفت خیلیا تا اخر عمرشون مجبورن قرص مصرف کنن ولی اینکه توی ۳ ماه دوز قرصای تو کم شده نشونه خوبیه ‌. اما پریشب درحالی که مثل دستور پزشک نصف الانزاپین رو خورده بودم ، چند بار از تپش قلب از خواب پریدم و نگران خودم شدم و اون نصف دیگه رو هم خوردم و دیشب به دستور خودم قرص رو کامل خوردم . فک میکنم فعلا نمیتونم . برای همینه که میترسم دوباره تو خونه تنها بمونم . این یه هفته تعطیلی منو برگردونده به تنظیمات کارخونه . باید سعیمو بکنم دوباره :( سعی کردن چقدر سخته.

این روزا دارم سیگنال عشق رو میبینم . برام سرگرم کننده است . یه قسمت جالبی داشت که هر کس باید دونفر رو انتخاب میکرد ‌. اولی : کسی که از روی غریزه بهش جذب شدن . دومی: کسی که باهاش سازگار ترن ... و پسرا از روی غریزه بین ۳ تا دختر به یک نفر جذب شده بودن و با اینکه هر کدومشون با دخترا دیگه ای سازگاری داشتن اما تلاشی برای به دست اوردن بقیه دخترا نمیکردن و فقط برای بردن دل اونی که به غریزه بهش تمایل داشتن میکردن . بسیار عجیب بود برام :) تف تف به این زندگی . از نخی پرسیدم تو به غریزه بهم جذب شدی یا از روی سازگاری :)) گفت خوابم میاد چرا ازم سوال فلسفی میپرسی :)) ولی من خودم میدونم از روی سازگاری

Noor
© ناخوانا